تبليغاتX
باران

۱- سال گذشته که مشغول اقدام برای تحصیل در خارج از کشور بودم مشکلات بیشماری را پشت سر گذاشتم که قسمت اعظم آنها به فقر اطلاعاتی جامعه مربوط می شد که نمی توانست اطلاعات لازم را برای داوطلبانی چون من فراهم آورد. به همین دلیل با خود پیمان بستم تا به اندازه توان در جهت رفع این نقیصه برآیم. مطالبی که تحت عنوان "ادامه تحصیل در خارج از کشور" در همین وبلاگ از نظرتان گذشته است در این راستاست.

۲- هر بار که با تعداد فراوان دانشجویان چینی، بنگلادشی، هندی، سریلانکایی و ... مواجه می شوم تاسف می خورم از آنکه دانشجویان ما که اکثرا دارای کیفیت بالاتری هستند امکان حضور در دانشگاههای خارج را از دست می دهند. جذب دانشجویان ایرانی از دید دانشگاهها نیز امری بسیار به صرفه است چرا که در حالت کلی کارامدترند و با خلق و خوی جوامع غربی به خوبی کنار می آیند ضمن آنکه رسوم و رفتارهای شایسته خود را نیز منتقل می کنند.

۳- به زعم من بزرگترین مانع در سر راه ادامه تحصیل ایرانی ها در خارج عدم آشنایی بسیاری از دانشجویان خوب ایرانی به زبان انگلیسی است. تاکید کرده ام و خواهم کرد که یادگیری زبان انگلیسی درهای دنیا را خود به خود به روی شما خواهد گشود.

۴- صادقانه بگویم شاید برای بسیاری خارج رفتن سخت باشد اما این مساله برای دانشجویی که برای ادامه تحصیل می رود آنقدر دشوار و دست نایافتنی نیست. دانشگاههای خارج-اروپا و امریکا- ظرفیتهای زیادی برای جذب دانشجو دارند که پرکردن آنها به تنهایی توسط دانشجویان ساکن آن کشورها مقدور نیست. بنابراین برای آنکه چرخ فعالیتهای علمی و تحقیقیشان از حرکت باز نایستد نیازمند پذیرش دانشجویان دیگر کشورها هستند. 

+ نوشته در  87/03/30ساعت 20  توسط | 

حدود سی تا چهل درصد نمره یک درس را امتحان یا امتحانات میان ترم تشکیل می دهند که تعداد آنها از یک تا سه امتحان متغیر است. در این امتحان هر چیزی از جمله همانچه در سر کلاس تدریس شده است، مورد نظر قرار می گیرد. گاهی اوقات همین امتحانات نیز سخت می شود اما مساله مهم منطقی بودن اکثر سوالات، پرهیز از سورپریز کردن دانشجو و نوع تصحیح عادلانه آنهاست. بدین ترتیب دانشجو نتیجه می گیرد که چنانچه بخواند و برای امتحان آماده شده باشد-که سهم عمده ای از این آمادگی قطعا مرهون حل تمرینهاست و نه شب نخوابی های قبل از امتحان- می تواند در یک فرایند واضح و مشخص به نمره دلخواه خود دست یابد.

حکایت پایان ترم شنیدنی تر است که معمولا چهل درصد نمره از آن اوست. تا آنجا که من در اینجا دیده ام مطلقا چیزی به نام فرجه امتحان وجود ندارد و امتحانات دقیقا پس از پایان کلاسها و گاهی اوقات در واپسین روزهای کلاس شروع می شود. در امتحان پایان ترم، سوالات پیچیده و ریز مطرح نمی شوند، بلکه استاد با درک زمان فراهم شده برای مطالعه امتحان و همینطور درک مقصود از امتحان پایان ترم به طراحی سوالاتی می پردازد که با وجود آنکه همه کتاب را در بر می گیرند اما جزئی و ریز به ریز نیستند.

بماند تا در مورد روابط استاد و دانشجویی در اینجا بنویسم. تنها ذکر این نکته لازم است که روال تشریح شده به طور قطع با تغییر رشته و دانشگاه و حتی استاد می تواند کاملا تغییر کند. به هر حال و با وجود آنکه در اینجا ضوابط کاملا مشخصی برای ارتباط مدرس با دانشجو موجود است اما همواره اساتید صاحب سبک نیز از جایگاه خاص خود برخوردارند.

+ نوشته در  87/03/28ساعت 20  توسط | 

امسال به اندازه تمام عمرم مجبور شدم تکلیف بنویسم و مساله حل کنم. روال کار سر کلاس به این ترتیب بود که در هر هفته برای هر درس سه جلسه ۵۰ دقیقه ای در دوشنبه، چهارشنبه و جمعه سر کلاس می رفتیم. بعدش برای هفته بعد باید به یک سری تکالیف که اینجا " Homework" می گن جواب می دادیم. بعضی ها تعدادشون کلافه کنده و بعضی حل کردنشون سخت یا خیلی طولانی و چند مرحله ای بود. مشارکت تو حل همین سوالها بود که باعث می شد با بقیه هم آشنا بشیم. بنا بر قوانین اینجا، سال بالاییها حق ندارند سوالها یا جوابهاشونو در اختیار ما قرار بدهند. ضمنا ما می تونستیم با بقیه مساله را حل کنیم اما جواب رو باید خودمون می نوشتیم. بعضی از اساتید برای اطمینان از ما می خواستند جوابها رو با عبارات خودمون توضیح بدیم تا مطمئن شوند که کار خودمون بوده. جالب اینکه این قوانین سفت و سخت توسط دانشجویان اینجا اجرا میشه.

به طور معمول 30 درصد نمره که مو به مو هم حساب می شد از همین حل تمرینها بود. تمرینها توسط دانشجویان سال بالایی تصحیح می شد و در اختیار استاد قرار می گرفت. نکته ای که اکثر تصحیح کنندگان به خوبی رعایت می کردند آن بود که ما برای هر اشتباه تنها قسمت کمی از نمره کل سوال رو از دست می دادیم و با یک اشتباه کوچک خانمان ما را بر باد نمی دادند!

این فرایند که در طول ترم تکرار می شد به یادگیری خیلی کمک می کرد. البته شکایاتی هم از قبیل آنکه تعداد زیاد تمرینها فرصت تفکر رو از آدم می گیره و شخص صرفا دنبال راه حل آنی می گرده وجود داشت. اما در حالت کلی آنچه واقعا باعث یادگیری ما میشد همین کلنجار رفتن مداوم با انواع مسائل مختلف بود.

تا اینجا تکلیف ۳۰ درصد نمره هر درس مشخص شد!

+ نوشته در  87/03/28ساعت 18  توسط | 

گاهی اوقات در میان ایمیل هایی که دریافت می کنم به مطالب در خور توجهی بر می خورم. متن زیر یکی از آنهاست:

خبرهای بد را به خوب تبدیل کنید

بیل گیتس می گوید

وقتی خبرهای ناخوشایند را نه به عنوان منفی بلکه به عنوان شواهدی برای نیاز به تغییر پذیرا شوید، مغلوب آن نمی شوید. از آن می آموزید.این کل کاری است که باید در نزدیک شدن به شکست هایتان انجام دهید و من اعتقاد دارم ، ما چیزهای زیادی درباره ناکامی های مایکروسافت میدانیم.

در دهه ۱۹۸۰ محصول صفحه گسترده چند منظوره ما نتوانست در مقابل لوتوس ۱-۲-۳ قد علم کند.ما نیمه دوم دهه ۸۰ را به کار بر روی پایگاه داده ای موسوم به اومگا سپری کردیم که سرانجام پروژه را در سال ۱۹۹۰ رها کردیم...ما استراتژی دراز مدتمان را در باره سیستم عامل را بر ساخت مشترک os/2با IBM بنا نهادیم،ولی آن پروژه پس از صرف صدها میلیون دلار و ساعتهای بی شمار در ۱۹۹۲ به انتها رسید...در اوایل دهه ۱۹۹۰ مجبور شدیم دستیار دیجیتال شخصی نیوتونی شکلمان را کنار بگذاریم چون تکنولوژی اش به اندازه کافی خوب نبود...در ۱۹۹۳ پروژه ای موسوم به "microsoft at work" داشتیم که فکر می کردیم باعث انقلابی در ماشینهای اداری از قبیل دستگاههای کپی و فکس می شود،ولی هرگز سازگار نشد...در اواسط دهه ۱۹۹۰ شوهای اینترنتی سبک تلویزیونی ما در MSN با شکست مواجه شدند.

سنگینی این شکستها می توانست مرا آنقدر افسرده کند که دیگر نتوانم کار کنم.در عوض من از چالشها و از این که می توانیم از خبرهای بد برای کمک به حل مسائل فردا استفاده کنیم خوشحالم.

+ نوشته در  87/03/26ساعت 22  توسط | 

برای چند روز راهی سفر هستم. عمری باقی بود در بازگشت در مورد سهولت امکان ادامه تحصیل در خارج از کشور و امکاناتی که برای دانشجویان ایرانی فراهم است بیشتر خواهم نوشت.

شکی نیست که این مساله سوالات زیادی را موجب شده و می شود. اگر پرسشی بدون پاسخ مانده است در قسمت کامنتها بگذارید.

شاد باشید

شورش

+ نوشته در  87/03/22ساعت 18  توسط | 
 مطلبی که در زیر خواهید خواند را عمویم "حسین"، در رابطه با آنچه تحت عنوان "کارکرد خدا در عصر جدید" نگاشته بودم برایم نوشته است که با اجازه وی در این وبلاگ می گذارم. به مانند هر نوشته دیگری، نوشتار مقصود نویسنده را بیان می کند که ممکن است با اندیشه ما همخوان نباشد.

********************

از بدو پیدایش انسان بر روی این کره‌ خاکی هزاران سال میگذرد و انسان کنجکاو و جستجوگر همواره‌ در پی شناخت از خود و پیرامون خویش به‌ تفحص و تفکر پرداخته‌ و هر روز به‌ رازهایی از دنیایی که‌ در آن به‌ سر می برد پی برده‌ است. انسانهای اولیه‌ که‌ در خصوص درک پدیده‌های پیرامون خویش عاجز و ناتوان بودند و بنا بر نبود دانش و آگاهی علمی و همچنین فقدان تجربیات شخصی و یا گروهی میدانی برای تشریح و تعریف وقایع طبیعی از قبیل زلزله‌، آتشفشانهای ویرانگر، سیلهای مهیب،و... را نداشتند به‌ خلق خداهای ذهنی خویش پرداخته‌ تا راهی برای رهایی از ترسهای موجود یافته‌ و به‌ آرامش برسند. خدای آتش، خدای رعد، خدای طوفان،و خدایان دیگری که‌ با گذشت زمان و حیطه‌ نسبی انسان بر محیط پیرامون خویش تاریخ مصرفشان به‌ سر آمده‌ و انسان این تفکر متشعشع قدمی فراتر درجهت تعریف از خویش و دنیایی که‌ در آن به‌ سر میبرد رابه‌ دست داده‌ است،(مرگ خدایان ذهنی).در فضای فرهنگی و مذهبی ما همواره‌ خدا را به‌ ما از راههای گوناگون شناسانده‌اند اما افسوس چون منادیان خدا خود هرگز از کناره‌های دروازه‌های خدا شناختی و یا خودشناسی عبور نکرده‌اند، و همواره‌ با بیانات خویش خود را خنثی کرده‌اند. خدا را منشاء مهر و محبت و عشق معرفی کرده‌ و در سوی دیگر او را به‌ معمار دهشتناکترین کوره‌های آدم سوزی منتصب نموده‌اند. خدا چطور میتواند دارای صفات متفاوتی باشد که‌ همدیگر را مردود میکنند، آیا خدا هم کینه‌ توزاست؟ آیا خدایی که‌ منبع مهر الهی است بنده‌ای را به‌ خاطر اندیشیدن و شکاکیت به‌ ثلابه‌ میکشد و در طی هزاران سال بارها او را زنده‌ میگرداند و دوباره‌طعمه‌ شعله‌های سوزان جهنم خویش می گرداند. آیا دیگر موقع آن نرسیده‌ که‌ از اهانت کردن و خوار نمودن این بینهایت مهر و خرد اجتناب نموده‌ و اندکی اندیشه‌ کنیم؟ ما خدا را همطراز انسانهایی کرده‌ایم که‌ از مهر و خرد خالی هستند و تنها ترور و وحشت را می شناسند. هر روز با اجتناب به‌ آیه‌های مکرری که‌ در آنها از عقوبتی شوم برای خدا شناسان واقعی خبر میدهند به‌ فکرهای آزاد اندیش و خلاقی که‌ میتوانند تقییراتی انسانی و دموکرتیک را به‌ ارمغان بیاورندحمله‌ور میشوید و حق بیان آزاد را از انسانهایی که‌ پویا و اندیشمند هستند میگیرید.تنها زمانی که‌ انسان میتواند به‌ این نوع از پرسشها پاسخی حقیقی بدهد زمانی است که‌ با از بین بردن صفات مخربی همچون طمع، حسادت، تکبر، نا اگاهی، غرور، و... ذهن خویش را تنویر نموده‌ و با اندیشه‌ای خدا گونه‌ از همان صفاتی که‌ برای تعریف یک انسان کامل تعریف میشود و باعشقی که‌ از خردی اصیل سرچشمه‌ گرفته‌ است به‌ خویش بنگرد. ما هر چند خود را با پرسشهایی اینگونه‌ کلافه‌ کنیم چون درایت ما بسیار کم و ناتوان میباشد تنها به‌ بیراهه‌ میرویم و خود را بیشتر آشفته‌ میسازیم. در این شرایط است که‌ خرافه‌ و پرستش موجوداتی که‌ زاییده‌ فکرهای کج و معوج خودمان است به‌ سراغ ما می آید تا همانند همان آدمهای نخستین به‌ پرستش ساخته‌های موهوم فکری خویش بپردازیم و ضمنا از خطر تفکر و تفحص نیز راحت گردیم. این چه‌ آرامشی است؟

+ نوشته در  87/03/20ساعت 22  توسط | 
                                       ادامه تحصیل در خارج از کشور، چرا و چگونه؟

بخش دوم

در بخش اول این مطلب، پس از مقدمه ای بر چرایی ادامه تحصیل در خارج از کشور به توضیح اهم مدارکی

پرداختیم که برای اخذ پذیرش (Admission)* لازم است. در این قسمت، به بررسی اقداماتی 

 می پردازیم که  از انتخاب دانشگاه مقصد شروع و تا قسمت دریافت گذرنامه تحصیلی ادامه می یابد.

 


1- انتخاب دانشگاه

الف) انتخاب کشور مقصد؟

بر اساس تجارب شخصی، به ترتیب اولویت، کشورهای زیر پیشنهاد می شود:

امریکا: با بیش از 3000 دانشگاه فعال و نیاز روز افزون به دانشجوی خارجی یا به عبارتی بین المللی (International) در صدر این کشورها جای می گیرد. امکانات مالی دانشگاههای امریکا بسیار بیشتر از دانشگاههای سایر کشورهاست. همینطور، امکان استفاده از مراکز علمی در سراسر این کشور، کنفرانسها و کارگاههای (Workshop) علمی آموزشی، امکان دسترسی هر چند محدود به عده ای از بهترین اساتید فن دنیا، نظام آموزشی بسیار منظم و .... از جمله دلایلی است که این کشور را برای بسیاری از علاقمندان ادامه به تحصیل در صدر فهرست کشورها قرار می دهد.

کانادا و استرالیا: هر دو کشور از دانشگاههای بسیار خوبی برخوردارند. البته تعداد دانشگاههای با کیفیت بالای این دو کشور در مقایسه با امریکا ناچیز است اما در هر صورت دارای دانشگاههای معتبر با شرایط نسبتا مشابهی هستند. کانادا به دلیل نزدیکی به امریکا و امکان بالقوه تر دانشگاههای این کشور برای استفاده از محیط علمی کشور همسایه خود در رده دوم قرار می گیرد.


اروپا: در این رده کل کشورهای اروپایی قرار دارند که هم به نسبت ظرفیتهای پذیرش دانشجو و هم از لحاظ توانایی مالی دانشگاهها پس از دو مورد قبلی قرار دارند. لازم به ذکر است این بررسی کلی است چرا که دانشگاههایی مانند آکسفورد در انگلستان همواره در رده بهترین مراکز آموزشی دنیا قرار داشته اند.


ب) انتخاب دانشگاه؟

این کار به سادگی امکان پذیر است. در گوگل عباراتی مانند “University Ranking” را جستجو کنید. بدین وسیله می توانید به چند لیست که در آنها دانشگاههای مختلف دنیا با ذکر مشخصات رتبه بندی شده اند را پیدا کنید. در مورد انتخاب لیست نگران نباشید، اکثر آنها مشابه هم هستند.

قدم بعدی آن است که شرایط خود را ارزیابی کنید. کمتر دانشجویی است که علاقمند نباشد تا تحصیلات خود را در هاروارد ادامه دهد، اما همه این امکان را نمی یابند. پس سعی کنید درک درستی از شرایط (نمرات و سایر مدارکی که بر اساس آنها قضاوت بر روی شما صورت خواهد گرفت) داشته باشید تا بر اساس آنها بتوانید از لیست انتخاب کنید. برای مثال اگر شرایط متوسطی دارید از رده 50 یا 80 به بعد لیست شروع به مطالعه دانشگاهها کنید. یقین داشته باشید غیر از دانشگاههایی که شما می شناسید، دانشگاههای دیگری نیز هستند که می توانند به شما آموزش و خدمات بسیار خوبی ارائه دهند، در حالیکه شما ممکن است هنوز از وجود آنها مطلع نباشید!

از مکانی که در لیست انتخاب می کنید، شروع به پیدا کردن وبسایت دانشگاهها کنید. ساده ترین کار جستجوی نام دانشگاه در موتورهای جستجو مانند گوگل است. پس از وارد شدن به سایت دانشگاه، باید اطلاعات زیر را بیابید: مشخصات کلی دانشگاه، آیا رشته شما در آن دانشگاه در حد دکترا وجود دارد؟، اساتید و افراد شناخته شده دانشگاه، هزینه اقدام (Application Fee)، مدارک لازم، حداقل نمره ای که دانشگاه مقصد برای هرکدام از آزمونها می پذیرد چقدر است و آیا با نمره شما از آزمون مورد نظر همخوانی دارد و ....سعی کنید این اطلاعات را در فایلی ذخیره کنید تا مجبور به دوباره کاری نباشید.

نکته بسیار مهم: به دقت اسامی تمامی دانشگاههایی را که انتخاب می کنید با لیست دانشگاههایی که مدرک آنها از طرف وزارت علوم مورد تایید است کنترل کنید تا در بازگشت از لحاظ تایید مدارک برای شما مشکلی به وجود نیاید. اگر دانشگاهی که به شما پذیرش می دهد مورد قبول وزارت علوم نباشد اساسا آنها پرونده شما را برای معرفی به سازمان نظام وظیفه جهت دریافت اجازه خروج از کشور (چنانچه هنوز خدمت سربازی خود را نگذرانده اید) بررسی نخواهند کرد. لیست تاییدی وزارت علوم شامل دانشگاههایی با سطح علمی از عالی تا خوب است و به شما کمک می کند گرفتار بسیاری از دانشگاههای بی کیفیت خارجی نشوید.

پ) این اطلاعات را از کدام قسمت از سایت دانشگاه بیابیم؟

امروزه اکثر دانشگاههای و موسسات علمی خارجی، خصوصا آنهایی که هر ساله تعدادی دانشجوی بین المللی جذب می کنند دارای وبسایتهای کاملا به روزی هستند که شما می توانید با کمی دقت و آشنایی به واژه های مورد نیاز اطلاعات لازم را از آنها کسب کنید. معمولا برای یافتن مدارک مورد نیاز برای اقدام باید در بخشهایی مانند Admission یا Apply و یا عباراتی از این دست وارد شوید. اگر پیوند (Link) مستقیمی به این عبارات نیافتید می توانید در قسمت جستجوی سایت دانشگاه (Search) وارد شوید و به جستجوی این عبارات بپردازید. ساختار وبسایت دانشگاهها بسیار شبیه به هم است و شما پس از مدتی به راحتی خواهید توانست اطلاعات مورد نیاز خود را بدست آورید. لینکهایی با عبارات زیر نیز می تواند به شما کمک کنند:

Application, Prespective Students(Future students), International Students, Admission, Dates and Deadlines, Requirements, Scholarships and Finances.

همچنین در قسمت سوال و جواب (FAQ's یا Frequently Asked Questions) تعداد زیادی پرسش با پاسخ آنها موجود است که می تواند به کار شما بیاید.

در بقیه موارد و در شرایطی که احساس می کنید جواب سوال خود را به درستی نیافته اید با دانشگاه مورد نظر تماس بگیرید. تقریبا در تمام صفحات وب که شما جستجو می کنید می توانید پیوند Contact Us یا عباراتی مشابه را بیابید. با کلیک بر روی این عبارت به آدرس الکترونیکی قسمتی که می خواهید با آن تماس بگیرید دسترسی پیدا می کنید.

به یاد داشته باشید قسمتی از مدارک خود را که آماده کرده اید قبل از آخرین تاریخی که دانشگاه آنها را از شما می پذیرد(Deadline) برای آنها پست کنید(سعی کنید پیش از deadline به دست آنها برسد) و به صورت (Online) هم فرم ثبت نام( Application Form) را پر کنید. هزینه بررسی مدارک را فراموش نکنید، با این توضیح که تا می توانید از دانشگاههایی انتخاب کنید که از شما پول کمتری برای بررسی مدارکتان طلب می کنند.


2- اقدامات لازم پس از درخواست پذیرش

پس از آنکه برای پذیرش اقدام کردید و کارهای لازم اولیه مانند پرکردن فرم ثبت نام و پرداخت هزینه بررسی مدارک را دادید نوبت آن است که سعی کنید هر چه زودتر مدارک خود را تکمیل کنید. به یاد داشته باشید دانشگاه مقصد در زمان مشخصی مدارک شما را بررسی خواهد کرد و چنانچه تا زمان بررسی مدارکتان را تکمیل نکرده باشید دوباره در نوبت بررسی قرار می گیرید که این مساله ممکن است در بهترین حالت ممکن باعث طولانی شدن فرایند اخذ پذیرش شما شود.

کار دیگری که باید در این مدت انجام دهید مکاتبه با اساتید دانشگاههایی است که برای آنها اقدام کرده اید. اساتید دانشگاه مورد نظر در رشته مورد علاقه خود را شناسایی کنید و با ارسال ای-میل خود را به آنها بشناسانید. تملق نگویید! خواهش نکنید! و یا خود را بزرگ جلوه ندهید. تنها سعی کنید به طور معمولی به معرفی خود بپردازید تا قضاوت در مورد شما باشناخت بهتری صورت بگیرد.


3- از دریافت پذیرش تا اجازه خروج

مهمترین کار پس از اخذ پذیرش از دانشگاه یا دانشگاههای خارجی آن است که با دانشگاه مبدا خود تصفیه حساب کنید تا بتوانید قسمتی از مدارک ضروری مانند دانشنامه یا ریز نمرات رسمی خود را دریافت کنید. بنابراین اگر واحد مانده دارید یا هنوز دفاع نکرده اید (دانشجویان کارشناسی ارشد) هرچه زودتر به انجام این امور بپردازید. در این مدت و برای دریافت پاسپورت باید منتظر اقدام دانشگاه مقصد باشید تا برای شما مدارکی رسمی بفرستد تا بر اساس آن به شما اجازه خروج از کشور داده شود. به نکات زیر دقت کنید: اگر از بیش از یک دانشگاه پذیرش گرفته اید تکلیف خود را هر چه زودتر معین کنید. بر اساس قوانین ایران، مدارک شما فقط برای دانشگاهی بررسی می شود که شما به وزارت علوم معرفی کرده اید. شما نمی توانید با استفاده از مدارک پذیرش خود از دانشگاه x اجازه خروج از کشور بگیرید اما به دانشگاه y بروید. این مساله برای ویزای بعضی کشورها مانند امریکا نیز صادق است. اگر به اسم دانشگاه x ویزا بگیرید حتما باید پس از ورود به خاک آن کشور هم مقصد شما همان دانشگاه باشد. این مسئله فقط در ابتدای امر صادق است و شما بعدا می توانید به راحتی از یک دانشگاه به دانشگاه دیگر انتقالی (Transfer) بگیرید.

الف) کسانی که اجازه خروج از کشور را ندارند.

برای کسانی که اجازه خروج از کشور را ندارند همانطور که اشاره شد دانشگاهی که به شما پذیرش داده است برای شما مدارک پذیرشتان را می فرستد که این مدارک در کشورهای مختلف اسامی گوناگون دارند برای مثال مدرک فرستاده شده از دانشگاههای امریکا I-20 نام دارد. شما پس از دریافت این مدرک باید آن را به وزارت علوم ببرید. در وزارت علوم برای شما پرونده ای تشکیل می شود و تقریبا در یک مهلت یک هفته ای پرونده شما بررسی می شود و چنانچه 1- برای یک مدرک بالاتر اقدام می کنید(اگر کارشناسی هستید برای کارشناسی ارشد و دکترا و چنانچه کارشناسی ارشد هستید فقط برای دکترا اجازه خروج از کشور را دارید) و 2- دانشگاه شما در لیست دانشگاههای مورد تایید وزارت علوم قرار دارد پرونده شما در دست اقدام قرار می گیرد. پس از تایید موراد فوق از طرف وزارت علوم به شما نامه ای رسمی برای دانشگاههایی که در آنها مشغول به تحصیل هستید یا بوده اید داده می شود مبنی بر آنکه شما مجاز به خرید (آزاد کردن) مدارک تحصیلی خود هستید. ضمنا بر طبق قانون شما باید وثیقه مالی نزد وزارت علوم قرار دهید. این وثیقه در سال 1386 برابر با 15 میلیون تومان بود و به دو طریق قابل انجام است: 1- مبلغ 15 میلیون تومان به صورت نقد در حساب بانکی شما مسدود می شود. بانک به شما نامه ای در این خصوص می دهد که شما این نامه را به وزارت علوم می برید. 2- وثیقه ملکی: وزارت علوم نماینده حقوقی خود را که معمولا نماینده حقوقی دانشگاهی است که ملک در استان یا شهری که ان دانشگاه در آن قرار دارد واقع شده است به شما معرفی می کند. نماینده حقوقی دانشگاه شما را به قوه قضاییه و قوه قضاییه شما را به کارشناس مسکن در شهری که ملک در آن واقع شده است معرفی می کند. کارشناس باید در یک نامه رسمی به نماینده حقوقی وزارت علوم ارزش ملک را بیان کند. سپس شما، صاحب ملک و نماینده حقوقی وزارت علوم باید در دفتر اسناد رسمی سندی را به امضا برسانید که بر طبق آن سند ملک مورد نظر تا زمان بازگشت شما بلوکه شود؛ بدین معنا که امکان انجام هیچ نوع معامله ای بر روی آن وجود نداشته باشد. همچنین چون این سند در گرو وزارت علوم است، بنابر قانون چنانچه شما در مهلت تعیین شده به کشور بازنگردید وزارت علوم محق است ملک را به فروش رسانده و مبلغ 15 میلیون تومان را به حساب دولت واریز کند. پس از انجام این مراحل شما نامه نماینده حقوقی دانشگاه به اضافه نامه تصفیه حساب از دانشگاههای محل تحصیل خود را به وزارت علوم بازمی گردانید تا بدین وسیله آنها به شما نامه معرفی به سازمان نظام وظیفه عمومی را بدهند. با معرفی نامه از وزارت علوم و سایر مدارکی که لازم است و با انجام کارهای اداری در سازمان نظام وظیفه به شما نامه ای داده می شود که بنابرآن نامه به شما اجازه خروج از کشور داده می شود. نامه را به وزارت علوم بازمی گردانید تا بدین وسیله و در آخرین توقفگاه آنها شما را به اداره گذرنامه معرفی کنند. تا آنجا که به خاطر دارم برای این نوع خروج از کشور شما باید در اداره گذرنامه تهران برای صدور گذرنامه اقدام کنید که صدور آن تقریبا تا یک هفته به طول می انجامد.


بسیار مهم:

چنانکه دقت کردید تعداد مراحل اداری بسیار زیاد و زمان بر است بنابراین در هر مرحله امکان دارد کار شما معطل بماند. برای حدااقل اتلاف وقت نکات زیر را به خاطر بسپارید:

1- هر اداره ای که می روید همه مدارک خود (از شناسنامه و کارت دانشجویی گرفته تا سندی که گرو می گذارید) را به همراه داشته باشید. البته واضح است که باید به بهترین شکل ممکن از آنها مراقبت کنید!

2- تمام شماره پرونده ها و شماره تلفنها و کلا هر شماره ای را که مربوط به شما است یاد داشت کنید.

3- از هر مدرک یا نامه ای که به شما می دهند یک کپی برای خود تهیه کنید.

4- صبر و تحمل داشته باشید. کارمندان هر اداره باید روزان پاسخگوی تعداد بسیاری ارباب رجوع باشند. پس تا می توانید حوصله پیشه کنید و مودب برخورد کنید!

5- و مهمترین نکته: وقتی کار شما در اداره n تمام می شود از شما می خواهند که با داشتن فلان مدرک و فلان مدرک به اداره n+1 بروید.

اما شک نکنید که مدارکی که در اداره n معرفی شده است برای آنکه کار شما در اداره n+1 انجام شود کافی نیست!! پس در اولین فرصت ممکن به اداره n+1 بروید و خود لیست دقیق مدارکی را که به وسیله آن کار شما انجام می شود بپرسید(در صورت لزوم از افراد مختلف). خصوصا اگر شما دانشجوی شهرستان باشید این مساله برای شما حیاتی است! (ممکن است شما در یکی دو ساعت مانده به پایان وقت اداری باشید و مطمئن باشید که در این مدت کار شما در اداره n+1 راه نمی افتد و بخواهید که روز بعد به آنجا مراجعه کنید. با این وجود بهتر است در همان یکی دو ساعت به آنجا بروید و نکاتی که در بالا اشاره شد را تحقیق کنید)


ب) کسانی که اجازه خروج از کشور را دارند.

دو سه ماه جلو هستید! اگر شما مشکل خروج از کشور ندارید نیازی به طی مراح بالا نیست. مراحل عادی دریافت پاسپورت را طی کنید.


تا این قسمت شما با ادارات دولتی ایران سر و کار داشتید. از مرحله ویزا به بعد شما درگیر کار سفارتخانه کشور مقصد خواهید بود. چنانچه در آینده فرصتی باشد، برای این مورد هم مطالبی خواهم نگاشت.

*کلمه های انگلیسی صرفا به این جهت در متن آورده می شوند تا شما راحت تر بتوانید در وبسایت دانشگاه مورد نظر اطلاعات مورد نیاز خود را بیابید.

+ نوشته در  87/03/18ساعت 21  توسط | 

دنبال عبارت یا اصطلاحی می گشتم تا بوسیله آن با تاکید بیان کنم که آموختن زبان انگلیسی تا چه اندازه مهم است؛ نیافتم!

شما بنا به هر دلیلی که بدان فکر کنید به یادگیری زبان انگلیسی نیازمندید. اگر بخواهید از منابع مطالعاتی خارجی استفاده کنید، در داخل ایران شغل بهتری بیابید، ادامه تحصیل دهید، با دنیا در ارتباط باشید و به هر خاطر دیگری شما نیازمند برقراری ارتباطید که ابزار این ارتباط در دنیای امروزه با زبان انگلیسی مقدور است. شما چنانچه انگلیسی بدانید می توانید برای ادامه تحصیل در خارج از کشور اقدام کنید. می توانید به عنوان نماینده شرکتهای بین المللی در ایران کار کنید، از جدیدترین اطلاعات رشته دلخواه خود بسیار سریعتر-به جای استفاده از ترجمه آنها- با خبر شوید.

متاسفانه جامعه ما جامعه ای است بسته، مثلا شما به ندرت در اطراف خود توریست یا آدم خارجی می بینید. با این حال ایران مانند هر کشور دیگری نیازمند پیشرفت است و دیر یا زود به این نتیجه خواهد رسید که باید درهای خود را بر روی دنیا بگشاید. نتیجه آن، برقراری ارتباطهای مستقیم با افراد و موسسات خارجی است. با یادگیری زبان انگلیسی شما می توانید از هر فرصت اینچنینی استفاده کنید.

 امیدوارم توانسته باشم ذره ای از اهمیت موضوع را برایتان بازگو کرده باشم. به عنوان حسن ختام تاکید می کنم آموختن انگلیسی از یادگیری رشته تحصیلیتان هم مهمتر است و می تواند فرصتهای بیشتری را در اختیار شما قرار دهد. به همین دلیل است که بارها به دوستان و آشنایان توصیه کرده ام فرزندانشان را از سن و سال مشخصی به بعد، در تمام سال به کلاس آموزشی بفرستند که این بیشتر از هر چیزی به بین المللی شدن آنها کمک می کند و بیشتر از هر پارامتری ضامن آینده کاری آنها خواهد بود.

 در هر سن و سالی که باشید، آموختن زبان انگلیسی اولویت اول زندگی آموزشی شماست

+ نوشته در  87/03/16ساعت 22  توسط | 

شاید یکی از دلایلی که تصمیم به نوشتن گرفتم تا قسمت زیادی به مبحثی که در ادامه مطرح خواهم کرد بازگردد.

۱- روزانه در تعداد زیادی از وبسایتها در مورد تغییر جملاتی را میبینید و می شنوید. عده ای از شما می خواهند دست به انقلاب بزنید. عده ای دیگر پیشنهاد نافرمانی می دهند. عده ای دیگر آزادی را تنها در پیوستن به جنبشهای کارگری می دانند. عده ای دیگر شما را ترغیب به طغیان می کنند. عده ای اصلاح طلب و اصلاح طلبی را تنها راه نجات می دانند... خلاصه آنکه بدون آنکه کمترین جزییات را در اختیار شما قرار دهند از شما می خواهند پیرو طریقتی شوید که آنها پیشاپیش یافته و شما را حتما به سر منزل مقصود خواهد رساند.

 ۲- از مشکلات عمده ما آن است که چنانچه به چیزی بچسپیم دیگر ول کردن و دل بریدن از آن برایمان دشوار می شود. این مساله در مورد عقاید و مرامهایی هم که داریم صدق می کند. غافل از آنکه آنچه مهم است وجود نازنین ماست نه عقایدی که اکثر انها با تجربیات شخصی افراد حاصل شده و تاریخ مصرف دارند. پس چون ما از عقیده مهمتریم و عقیده و راه را برای درست و صحیح زندگی کردن خودمان می خواهیم باید بتوانیم از آنها دل ببریم، تعدیلشان کنیم و یا با ایده های بهتر جایگزین کنیم. برای اکثر ما این مطلبی است سخت گران.

۳- به طور کلی می توان گفت که برای تغییرات اساسی در جامعه جهت تغییر و بهبود کیفیت زندگی، دو راه حل بیشتر متصور نیست (اگر هست بنده را از اشتباه در آورید). یکی راه حل انجام تغییرات در بطن جامعه، به آرامی و با سنجیدن تمام گامهاست. نام این روش reform است که در فارسی به "اصلاح طلبی" ترجمه می شود. روش دیگر انقلاب است. 

4- اگر بحث خود را به زمانه حاضر محدود کنیم، من انقلاب را عملی با ریسک بسیار بالا و بسیار پر هزینه می دانم که از احتمال بسیار کمی برای به مقصود رساندن انقلابیون برخوردار است. نگاهی به تاریخ بشری نشان می دهد هیچ انقلابی در تاریخ بشری نتوانسته است به سر منزل مقصود برسد. نیکوست که با توجه به این نکات و همینطور هزینه های بالای انقلاب که بر دوش مردم تحمیل می شود این گزینه ها را هیچگاه به عنوان راه حل به کسی توصیه نکنیم... آنگونه که در وبسایتهای امروز و به عناوین گوناگون تبلیغ می شود.

+ نوشته در  87/03/15ساعت 22  توسط | 

شیعری مامه م حسه ینی شافیعی، به بو نه ی له دایک بونی شاعیری گه وره ی کورد، ماموسا شیرکو بی که س....

 

بۆ شێرکۆ بێ که‌س

 چۆن دات ڕێژم

چیت ناو بنێم

به‌ چ زمانێک بت درکێنم

به‌ کام ڕه‌نگی کۆڵکه‌ زێڕینه‌ی ئێحساسم

بت هۆنمه‌وه‌...

................................

ئا به‌م ڕسته‌ له‌رزۆکانه‌ی له‌ دایک بووی

دوای حوزوورت

له‌ نێو مێشکی شڵه‌ژاوا

 

یا به‌م وشه‌ نه‌وییانه‌ی

له‌ داوێن و دؤڵی چیای هزری به‌رزی خۆرنشینت

عه‌به‌ساوا

 

به‌م چرۆ به‌ گوڵ نه‌بوانه‌ی

نه‌ ئه‌توانن باڵا بکه‌ن نه‌ وشک ئه‌بن

نه‌ نه‌زانن نه‌ تێت ئه‌گه‌ن

نه‌ دوورن لێت نه‌ پێت ئه‌گه‌ن

...............................

 چاوه‌ ڕوانن....

ده‌می تینوو

 بنێن به‌ کانی دڵته‌وه‌

هه‌تا قوڕگی وشک هه‌ڵاتووی زامار

تێر تێر پاراو بکه‌ن

 

 چاوه‌ ڕوانن....

پریاسکه‌یه‌ک بۆنی دارستانی تازه‌و

چه‌پکه‌یه‌ک نێرگیزی شه‌رمن

هه‌ر وه‌ک دیاری و به‌شاره‌تی

په‌رداخێک پڕ له‌ دیدارت

 

ببه‌ن بیکه‌ن

به‌ هه‌وێنی خۆشه‌ویستی

به‌ چیرۆکی

 سه‌وزی دیسان ڕوانه‌وه

به‌ نه‌وه‌ستان،

پاش ڕۆشتنێ دوور و درێژ

گه‌ڕانه‌وه‌

 

چاوه‌ڕوانن....

خۆت وته‌نی

قومێک ماچیان پێ ببه‌خشی

و

بیان خه‌یته‌ جه‌غزی دونیای

پڕ له‌ هه‌ستی

ویستی

مه‌ستی

...............................

چه‌ند سه‌یر ئه‌که‌م

تێ ئه‌ڕوانم

هه‌موو خه‌ونێک

حه‌زێک،  ڕقێک

تووڕه‌ییه‌ک،  داڕمانێک

پشت شکانێک،  سه‌ر هه‌ڵدانێک

 

هه‌موو ڕه‌نگێک،   چرپه‌، سرته‌، خورپه‌,  ده‌نگێک

گشت تاسه‌کان

خۆزیاکان و هه‌ناسه‌کان

ئاواته‌ سه‌ربڕاوه‌کان

چیرۆکه‌ چاو ته‌ڕه‌کانی

ئه‌م سه‌راوسه‌ری کوردستان

خه‌ونی سه‌وزی قه‌تیس ماوی له‌ مێژینه‌ی شه‌هیده‌کان

 

بڕواکان و

بوخچه‌ بوخچه‌

سیاسه‌ت و

په‌یمانه‌ له‌ بیر چووه‌کان.

له‌ سه‌ر سنگی داڕنراوی

په‌یکه‌ری شیعری دڵ ته‌نگی باڵا به‌رزی ته‌ڕی ته‌رزت

ملوانکه‌ن و

 گۆو به‌رۆک و

خشل و سمڵ و

کلدان و ڕێحانی کێوی

و

بۆنی ته‌ڕی

بارانی چاوی دایکێکی

دڵ شکاون

.......................

کام فریشته‌ی وه‌رزی ئه‌وین

بۆ یه‌که‌م جار به‌ پێکه‌نین

به‌سته‌ی جوانیی دا به‌ گوێتا

 

به‌ کام به‌یت و هۆره‌و حه‌یران

چاوه‌کانت هه‌ڵ ئه‌پێکان

کام شنه‌ با به‌ میوانی

ئه‌هات خه‌ونی ئه‌تارانی

 

کام مامۆستا په‌لی گرتی

له‌ یه‌که‌م هه‌نگاوی گه‌ڕان

گه‌ڕان بۆ گوڵی سه‌ربه‌ستی

.........................

شیرکۆی شیرین

ئه‌ستێره‌ی به‌ تریفه‌ی زێوین

مامۆستای دڵ پڕ له‌ ئه‌وین

تۆ که‌سی هه‌موو که‌سانی

تۆ شا گوڵی

 باخی

 شیعری

 کوردستانی…………….

 

حسه‌ین شافێعی   

 

ئۆتاوا.  مانگی  May، ساڵی 2008 زایینی

 

پا نوسراو: بو باقی شیعره کانی مامه م ئه توانن برون بو وبسایتی چل چه مه

+ نوشته در  87/03/13ساعت 21  توسط |