![]() |
![]() |
|
|
مطلب حاضر را از ایمیلی دریافت کردم. محتوای آن را قبول دارم و احساس می کنم به همانجایی اشاره دارد که ما در آن با اشکال مواجهیم.
آيا مي دانيد كه تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست؟ زيرا براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند اكنون كشورهايي توسعهيافته و ثروتمند هستند. : آيا ميدانيد كه تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست؟ ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوههايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري ميباشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر ميكند. مثال بعدي سويس است.كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نميآيد اما بهترين شكلاتهاي جهان را توليد و صادر ميكند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال ميتوان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد ميشود.سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شدهاست (بانكهاي سويس). افراد عاليرتبهاي كه از كشورهاي ثروتمند با همپايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص ميكنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي ميگيرند ، در كشورهاي اروپايي ، به نيروهايي مولد تبديل ميشوند. . . پس تفاوت در چيست؟ تفاوت در رفتارهايي است كه در طول سالها، فرهنگ و دانش نام گرفته است. وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل ميكنيم متوجه ميشويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي ميكنند: 1) اخلاق به عنوان اصل پايه 2) وحدت 3) مسئوليت پذيري 4) احترام به قانون و مقررات 5) احترام به حقوق شهروندان ديگر 6) عشق به كار7) تحمل سختيها به منظور سرمايهگذاري روي آينده 8) ميل به ارائه كارهاي برتر و فوقالعاده 9) نظمپذيري و .... اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي ميكنند ،آنهم با تحمل هزينه هاي گزاف در زندگي شخصي و اجتماعي. ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم،كم استعداديم و يا اينكه مقدر شده است كه همواره چنين باشيم. ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان ، چنين فرجامي را سبب ساز شدهاست . رفتارمان چنين است چون :شرايط نهادي لازم جهت آموختن و رعايت اصول فوق كه توسط كشورهاي پيشرفته شناسايي شدهاست در طول تاريخ ، در كشورمان وجود نداشته است. پس ژرفتر بيانديشيم كه :چگونه مي توان بتدريج شرايط نهادي را بگونه اي دستخوش تغيير ساخت كه بتوانيم بدون تحمل هزينه هاي طاقت فرسا ، آن اصول را پذيرفته و به آنها پايبند بمانيم. و در آخر ای میل می آید که: اگر شما اين نامه را براي ديگران نفرستيد ، اتفاقي براي شما نميافتد. گربه شما نميميرد، از محل كارتان اخراج نميشويد، هفت سال بدبختي بر سرتان آوار نميشود و مريض هم نخواهيد شد. بلكه تنها مجبور هستيد ، به وضع موجود بسنده كرده و روياي شيرين زندگي در ايراني آباد را فراموش كنيد. اما اگر ميهن خود را دوست داريد ، اين پيغام را به گردش بياندازيد تا شايد تعداد بيشتري از هموطنانمان ، مانند شما به آن بيانديشند ، مساله را بفهمند، تغييرات را ايجاد كرده و در بستر آن عمل كنند ، بگونه اي كه در مجموع نفغ همگان در آن باشد. مطمئن باشيد كه :با انديشيدن به اين موضوع اولين گام را در راه اعتلاء و آباداني ايران عزيز برداشته ايد. |
|
+ نوشته در
87/04/22ساعت 18 توسط |
|
|
نکته اول: کمپانی های اتومبیل سازی ژاپنی و آلمانی از محبوب ترین کمپانی های اتومبیل سازی در امریکا به حساب می آیند. معمولا اتومبیلهایی مانند هوندا آکورد، تویوتا کمری و در بازه های قیمت بالاتر اتومبیلهایی مانند بی ام دابلیو و مرسدس بنز در زمره خودروهایی هستند که بالاترین آمار فروش را به خود اختصاص می دهند. دلیل هم آنکه با وجود رعایت استانداردهای ایمنی، سبک ترند، از طول عمر بسیار بالاتری نسبت به ماشینهای ساخت امریکا برخوردارند و مصرف کمتری هم دارند. به طور مثال در بحران سوخت امریکا که در آن و در حال حاضر هرگالن (۳.۷ لیتر) بنزین درحدود ۵ دلار قیمت دارد، باوجود آن که کمپانی های ماشین سازی امریکا تضمین تهیه سوخت به خریداران جدید رابرای مدت سه سال و به قیمت ۲.۹۹ دلار بر گالن داده اند فروش آنها در ماه گذشته افتی درحدود ۲۷ در صد را شاهد بوده است در حالیکه این افت در مورد تویوتا تنها ۴ درصد گزارش شده است. نکات مشترک ماشینهایی مانند بی ام دابلیو با خودروهای امریکایی هم تنها در استفاده از آسفالت مشترک است! نکته دوم: بدون شک خواسته یا ناخواسته تا حالا تعداد زیادی فیلم امریکایی دیده اید. اگر دقت نکرده اید به اولین فیلم امریکایی که در آینده می بینید دقت کنید. چند عدد ماشین غیر امریکایی در تصویر می بینید؟ از دید شما دلیل این دروغ بزرگ که خیابانهای امریکا مملو از ماشینهای امریکایی است چه می تواند باشد؟ حمایت از خودروملی؟! یا... |
|
+ نوشته در
87/04/21ساعت 9 توسط |
|
|
همین الان نتیجه بحث را بگویم که در امریکا مسافرت و خدمات مربوط به آن ازاهمیت بالایی برخوردار است و تعداد زیادی از مردم از این راه امرار معاش می کنند و تجارتهای بزرگی در این مقوله شکل گرفته است. فرض کنید شما می خواهید به مسافرت بروید. در ضمن نمی خواهید مقدار زیادی پول خرج کنید. به یکی از سایتهای مخصوص برنامه ریزی برای مسافرت خود می روید که در اینجا اصلا هم کم نیستند. وبسایتهایی مانند اکسپدیا، اربیتز، تراولوسیتی، هات وایر، پرایس لاین و ... وجود دارند که شما می توانید با ذکر تاریخ و مقصد مسافرت خود در آنها به کمترین نرخهای ممکن بلیط هواپیما و هتل محل اقامت را رزرو کنید و برای مدت زمان اقامتتان ماشین شخصی کرایه کنید. خصوصا هنگامی که شما هتل و ماشین و بلیط هواپیما را از یکی از این وبسایتها می خرید به شما تخفیف قابل توجهی می دهند که هزینه سفر را قابل تقبل می کند. بدون آنکه حتا از سر جای خود بلند شوید تاریخ و مشخصات کامل پرواز خود راخواهید داشت، عکس و مشخصات اتاقی را که در هتل رزرو کرده اید می توانید ببینید و مشخصات ماشینی را که برای مسافرت اجاره کرده اید خواهید دانست. هرنوع تغییری در مثلا زمان پرواز شما با ای میل یا تلفن به شما اطلاع داده خواهد شد. در هتل محل اقامت کاملا مودبانه باشما برخورد می شود و اکثرا سعی بر آن است تا درحد امکانات هتل-تظاهر هم که شده باشد- امکانات مورد نظر را فراهم کنند. اینجا کسب و کار همه خصوصی است و رقابت شدیدی در تمام حرفه ها برقرار است. خدمات مربوط به مسافرت هم از این قاعده مستثنا نیست. اگر شما توانایی لازم برای حفظ مشتری رانداشته باشید یا به درستی کار نکنید بدون شک اخراج خواهیدشد. در مکانهای توریستی همه کارکنان سعی وافری دارند که کار شما راه بیفتد. تا حد امکان صفها را کوتاه می کنند، همه جا به شما خوش آمد می گویند و اگر هم پاسخ آنها به درخواستی منفی باشد آنچنان در لفافه و مودبانه می گویند که به هیچکس برنمی خورد. همه اینها تنها یک دلیل دارد: شما دارید پول می دهید و آنها به خوبی این فرهنگ را یافته اند که کار آنها از پولی که امثال شما می دهند تامین می شود. به عنوان خاطره ای خوب که در ذهن من ماند بگویم که در مسیر برگشت درحال سوار شدن به هواپیما با خلبان خوش و بشی کردیم و او هم متوجه شد که ما دانشجوی فلان دانشگاه هستیم. او هم که به گفته خودش دو تن از خدمه هواپیما فارغ التحصیل دانشگاه ما بودند در شروع پرواز جدای از خوشامد گویی به همه و بعد از اعلام مشخصات پرواز گفت: چند تن از دانشجویان .... درهواپیما حضور دارند؛ به همه شما خوش آمد می گوییم و امیدواریم سفر خوبی را با ما تجربه کنید. آخر سرهم بلند گفت Go Cougs...! Go Cougs شعاری است که برای تشویق دانشجویان دانشگاه ما مثلا در میدان مسابقه استفاده می شود. |
|
+ نوشته در
87/04/18ساعت 23 توسط |
|
|
بارزترین مساله ای که از همان روز اول خود را به من نمایاند ترافیک دیوانه کننده شهر لس آنجلس است. اینجا نه از بزرگراه کم دارد و نه بی حساب وکتاب ساخته شده است. با این وجود به خاطر وسعت زیاد-دو برابر تهران- سیستم افتضاح حمل و نقل عمومی، تعداد زیاد توریستهایی که از خارج شهر می آیند و همینطور جاذبه های گردشگری فراوان، تعدد مشاغل و موقعیتهای شغلی و نهایتا نزدیکی شهرهای بزرگ و عمده دیگر امریکا مانند سن دیگو به آن، لقب یکی از پر ترافیک ترین شهرهای دنیا را یدک می کشد. متاسفانه هر چه بیشتر به ترافیک لس آنجلس می نگرم آن را بیشتر ماحصل نفوذ کمپانیهای بزرگ میدانم! در لس آنجلس خانواده ۴ نفری به ۴ ماشین و درنتیجه آن به ۴ موبایل، ۴ بیمه ماشین، ۴ بار بیشتر استفاده از بنزین نیازمند است. تمام اینها را میتوان اقدامات کمپانیهای بزرگ برای فروش بیشتر قلمداد کنم؛ در غیر اینصورت چه دلیلی دارد که یکی از مرفه ترین و ثروتمندترین شهرهای دنیا از داشتن یک سرویس حمل ونقل عمومی عاجز باشد؟ برای اینکه مساله ملموس تر شود باید بگویم از مجموع یک هفته بیشتر از یک روز خود رادر ترافیک کلافه کننده لس آنجلس در رفت و آمد بودیم. نکته جالب آنکه اتوبان متصل کننده لس آنجلس به سن دیگو از هر طرف دارای ۸ مسیر "lane" و در مجموع دارای ۱۶ مسیر برای تردد خودروهاست که با این وجود باز هم در مقابل تعداد ماشینها کم می آورد. چون قول قرار دادن چند عکس را داده بودم و درپست بعدی نیز به معرفی "یونیورسال استودیو" خواهم پرداخت تصویر زیر را که متعلق به ورودی این مرکز تفریحی است دراینجا می آورم؛ به هر حال بزرگراهها در لس آنجلس به مکانهای با صفایی ختم می شوند! |
|
+ نوشته در
87/04/18ساعت 15 توسط |
|
|
گویند چون حاکم را آب وهوای هرات خوش آمد و اقامتش در آنجا طولانی شد مردم بخارا از ترس ِ از به خطر افتادن اقتدار و اقتصاد شهر، به هر دری زدند و شکایت به هر جا بردند تا حاکم را بازگردانند، افاقه نکرد. به ناچار به رودکی متوسل شدند تا وی اندیشه ای کند بلکه حاکم به مدد آن بازگردد. رودکی شعر زیر را سرود. گویند به محض آنکه شعر را بر حاکم خواندند آنچنان به شتاب به سمت بخارا به حرکت درآمد که پوشیدن کفش از یاد ببرد...
بوی جوی مولیان بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی آب جیحون از نشاط روی دوست خنگ ما را تا میان آید همی میر ماه است و بخارا آسمان ماه سوی آسمان آید همی میر سرو است و بخارا بوستان سرو سوی بوستان آید همی |
|
+ نوشته در
87/04/11ساعت 0 توسط |
|
|
فرصتی دست داده تا مسافرتی یک هفته ای به ایالت کالیفرنیا و شهر لس آنجلس داشته باشم. شهری که به گفته ویکیپدیا حدود ۱۰۰ کیلومتر مربع از تهران بزرگتر و حدود دو و نیم میلیون نفر جمعیت دارد. شهری که ترافیک آن از ترافیک تهران سنگینتر است، بزرگترین جمعیت ایرانی مهاجر در سراسر جهان را در خود جای داده است و با وجودیکه ماهرترین پلیسهای دنیا را دارد میزان جرم و جنایت در آن بسیار بالاست . لس آنجلس با وجود آنکه مرکز ایالت کالیفرنیا هم نیست اما پس از نیویورک ۸ میلیون نفری به عنوان دومین شهر مهم امریکا شناخته می شود. عده ای از مشهورترین شخصیتهای دنیا از جمله بازیگران صاحب نام هالیوود در آن زندگی می کنند. لس آنجلس به همراه سیاتل مهمترین بنادر غرب امریکا هستند که معمولا کشتیهایی از چین و ژاپن در آنها پهلو می گیرند. ایالت کالیفرنیا دارای قویترین سیستم دانشگاهی ایالتی در دنیاست و از دانشگاههای بسیار مشهور آن می توان به برکلی و UCLA اشاره کرد. مالیات کالیفرنیا از بالاترین مالیاتها در امریکاست. ایالتی است بسیار پهناور که به تنهایی می تواند غذای تمام ایالات متحده را تامین کند. از جاذبه های بسیار دیدنی در کالیفرنیا می توان به زندان آلکاتراز در سانفرانسیسکو، دنیای آب و پارک حیات وحش در سن دیگو، یونیورسال استودیو و دیزنی لند در لس آنجلس اشاره کرد. اگر قسمتی شد دربازگشت عکسهایی را در وبلاگ قرار خواهم داد... پانوشت: پس ازبازگشت، وبلاگ به مرز ۱۰۰۰ بازدید نزدیک شده است. با ارائه تحلیلی آماری با هم درمورد این وبلاگ تصمیم خواهیم گرفت. |
|
+ نوشته در
87/04/10ساعت 23 توسط |
|
|
در این چند روزه زیاد به ذهنم خطور کرده است که جهانی که در آن زندگی می کنیم چه اندازه زشت و نازیباست! به خود دلخوشی می دهیم، می نویسیم، کار می کنیم، به تسلی یکدیگر می پردازیم و مثلا به زندگی کردن مشغولیم غافل از آنکه آنچه در بطن دنیا می گذرد بسیار زشت و ناستودنی است. از طرفی جهل ملتها که آنان را عقب مانده و بی اختیار کرده است و از طرفی دیگر تمامیت خواهی قدرتمندان که هر آنچه هست را برای خود و هر آنچه نیست برای دیگران می خواهند فضایی سیاه و سنگین را رقم زده است. دنیای سرمایه داری کثیف ترین و غیر انسانی ترین جلوه هایش را به من می نمایاند. برای آگاهی یافتن از بعضی ازآنها به شهیربلاگ سری بزنید. فقر گسترده جهانی، سقوط معیارهای اخلاقی، ریزش بنیانهای خانوادگی، انواع و اقسام مخدرهای خانمان برانداز، قدرت خواهی کارتل ها و کمپانی های بزرگی که مقید به هیچ چیز جز افزایش توامان سود و قدرت نیستند، جهل سنگین ملتها، استعمار ِ کارگران و طبقه زحمتکش، اختلافات فاحش طبقاتی، نژادپرستی و دیکتاتوری، گرسنگی، بر بادرفتن منابع زمین و آلودگی آن به انواع آلاینده ها همه و همه دنیای ما را در خود غرق کرده اند. بدبختانه آنکه هر چه می اندیشم در خوشبینانه ترین حالت ممکن هیچ دوای کوتاه مدتی نمی یابم. راههای برون رفت از این تعفن پر رنگ و لعاب در بلند مدت نیز آنچنان برایم با اما و اگر مطرحند که به آنان نیز امیدی ندارم. بشر به کدام سمت و سو حرکت می کند؟ بر ما چه می رود؟ |
|
+ نوشته در
87/04/08ساعت 18 توسط |
|
|
حسن شافعی در وبسایت "چل چه مه" شروع به جمع آوری مطالب و خاطراتی مفرح از کردها در تطابق با دنیایی متفاوت کرده است. بخوانید و لذت ببرید. خاطره ای هم داشتید می توانید به اشتراک بگذارید. یکی از این ماجراها تحت عنوان "نه خوشخانه"(بیمارستان) را در زیر می آورم: خۆشهویستێک تازه ها تبووه وڵاتی کانادا و ڕۆژێک له ڕۆژان ئیشی دهکهوێته نهخۆشخانه. بۆ ئهم مهبهسته ، له سهر شهقامی نزیکی ماڵی خۆیان چاوهڕیی باس(ئوتووبووس) دهکات کاتی که باسهکه دێت ئهم برادهره سوار دهبیت و شۆفێری باسهکه به زمانی ئینگلیسی لهگهڵیا دهدوێ . ئهم برادهرهش دهڵێ: Hospital واته نهخۆشخانه. شۆفیرهکهش به دهستی ئیشاره به ئهو جهعبه (باکس) ه دهکات که خهڵک بلیت یان پارهی تێ دهکهن. بهڵام ئهم برادهرهدووباره دووپاتی دهکاتهوه: Hospital . شۆفیرهکه ش دووباره به دهستی ئهۆ باکسه نیشان دهدات و به زمانی ئینگلیسی پێی دهڵێتهوه: که پاره یان بلیتهکهت بخهره ناو ئهو باکسه. ئهم خۆشهویستهش به جۆرێکی تر تێ دهگات ئهوهیه که دهچێته پێشهوه و به ههموو توانای خۆیهوه دهمی دهنێ به باکسهکهوه و هاوار دهکات: Hospitaaaaaaaaaaaaaalll ترجمه فارسی: عزیزی که تازه به کانادا اومده بود برای کاری مجبور میشه به بیمارستان بره. به همین خاطر در ایستگاه نزدیک منزل منتظر میشه تا اتوبوس برسه. اتوبوس که میاد راننده به انگلیسی باهاش خوش و بش میکنه. او هم در پاسخ می گه "Hospital" که همان بیمارستان می شود. راننده هم با دست به اون جعبه ای اشاره می کنه که مردم بلیط یا پولشونو درش می ندازن. دوست ما هم دوباره میگه: Hospital. راننده دوباره با دستش همون جعبه رو نشون میده و با انگلیسی ازش می خواد که پول یا بلیطشو توی جعبه بندازه. رفیق ما هم که ماجرا رو به جور دیگه ای تعبیر می کنه جلو میره، دهنش رو روی سوراخ جعبه میزاره و با تمام قدرت داد میزنه Hospitaaaaaaaaaaaaaalll |
|
+ نوشته در
87/04/05ساعت 18 توسط |
|
|
کامنت آقای سیدیان این ایده را به ذهنم رساند تا درمورد گرایش تحقیقاتی آینده خودم بنویسم. این مطلب از آنجا حائز اهمیت می شود که در آن سعی خواهم کرد تا با استفاده از مشاهداتم، آنچه را که باعث تغییر گرایش تحقیقاتی من از کیهانشناسی و ذرات بنیادی به دیگری شده است، با دلایلی بیان کنم که ممکن است بر دانشگاهی امروز ما آنچنانکه باید و شاید عیان نباشد. یکی از دلایلی که باعث شد اینجا را یکی از انتخابهای خود قرار دهم وجود استادی هندی بود که بر روی مساله امواج گرانشی که شاخه مهمی از کیهانشناسی است کار می کرد. از دوران لیسانس همه آدمهای زبده ای که در دانشگاه تهران می شناختم بر روی مسائل نظری مانند نسبیت عام، کیهانشناسی، ذرات بنیادی و فیزیک هسته ای کار می کردند و عده قلیلی نیز به کارهای تجربی مشغول بودند که به دلایل مبرهن ِ دشواریهای انجام کار تجربی در ایران، آثار و نتایج کارشان به سختی نمایان می گشت. بنابراین گرایش عامه دانشجویان به مسائل نظری بود. مسائلی مانند سیاهچاله ها و داستانهای شگفت انگیز آنها، سفر در زمان، پارادوکسهای جذاب نسبیت خاص و حتا افرادی چون اینشتن و هاوکینگ بودند که ما را به آن سمت و سو سوق می دادند و جذب می کردند. به راستی راه دیگری هم نبود. هزینه انجام کارهای تحقیقاتی در آزمایشگاهها به اندازه ای بالاست که آزمایشگاههای ما به مکانهایی برای بی حوصلگی و بی تابی تبدیل شده بودند تا جاهایی برای لمس جهان واقع. به این نتیجه رسیده یا رسانده بودند ما را که فیزیک واقعی همان فیزیک نظری است و مابقی بیشتر مهندسی است تا فیزیک. ما هم که تقدس فیزیک را به هیچ چیز نمی فروختیم از هر آنچه آن را به جایی دیگر متصل میساخت اعلام برائت می کردیم. در اینجا هر هفته دو سمینار برگزار می شود. من که از همان اول منتظر هنر نمایی فیزیک دانان نظری بودم کاملا نا امید می شدم از دیدن این همه آزمایش و آزمایشگر و نتایج آزمایشگاهی. مدتی به راه خود رفتم تا آنکه فضای موجود کم کم مرا به فکر واداشت. اما منظور از فضای موجود چیست؟ ۱-بودجه های تحقیقاتی-که توسط دولت، مراکز صنعتی،ارتش و ... تامین می شود- در اینجا اکثرا به سمت کارهای تجربی که در مرحله آخر منتهی به تولید می شوند و مردم می توانند از نتایج انها استفاده کنند سرازیر می شوند. ۲- به دلیل وجود همین بودجه های تحقیقاتی، آزمایشگاهها امکانات زیادی رابرای کار برای دانشجویان فراهم می کنند. چون در اینجا دانشجو در مراحل تحقیقاتی اش از استاد مربوطه حقوق می گیرد بنابراین وجود این بودجه ها ضروری است. در حالیکه نظری کاران محض به سختی قادر به تامین یک یا دو دانشجو هستند گهگاه تعداد دانشجویانی که در گروه اساتیدی کار می کنند که فعالیت آزمایشگاهی دارند یا کار نظری آنها منتج به کمک به تولید و پیشرفت فناوری می شود از شمار انگشتان دو دست خیلی فراتر می رود. ۳- تعداد شغلها و موسسات برای جذب فیزیکدانان تجربی به مراتب بیشتر از تعداد شغلهای موجود برای گرایشهای نظری فیزیک خصوصا نظری محض است. در حقیقت شغل برای دسته آخری تنها در دانشگاهها و آن هم به صورت محدود موجود است در حالیکه بر عکس برای آنانی که با آزمایش و آزمایشگاه سر و کار دارند مراکز و موسسات مختلفی و بسیار متنوعی وجود دارند که شخص می تواند با عناوین مختلف در آنها مشغول به کار شود. و اما دلایل شخصی ام؛ برای تغییر گرایشم دلایلی شخصی مهمتر از همه دلایل و بحثهای بالا وجود دارد که اگر مرا میلی و شما را اشتیاقی بود بدانها خواهم پرداخت. امید که تا قسمتی فرموده جناب سیدیان را اجابت کرده باشم که بر ما هر چه می رود از محبت اوست! |
|
+ نوشته در
87/04/04ساعت 23 توسط |
|
|
در یک نمای کلی، مهمترین شاخه های علوم فیزیکی که تعداد زیادی را به خود مشغول و سیل بودجه های تحقیقاتی را به آنها سرازیر کرده است در دو حوزه نانوتکنولوژی و بایو تکنولوژی قرار می گیرند. نانوتکنولوژی کشف و تحقیق قوانین فیزیکی در دنیای نانو است. اگر یک متر را به ۱ میلیارد قسمت یعنی ۱.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تقسیم کنید به هر قسمت از این یک میلیارد قسمت یک نانو می گویند. در حقیقت نانوتکنولوژی شناخت و کشف خواص مواد در ابعاد نانو و بکارگیری و استفاده از آنها در صنعت و زندگی است. بایوتکنولوژی به شناخت و درک قوانین حاکم بر موجودات زنده و استفاده از آنها می پردازد. ساختار موجودات زنده هنوز رازهای سر به مهر فراوانی دارد که هر کدام در صورت کشف می توانند به تنهایی موجبات تحولات چشمگیری را فراهم کنند. به عنوان مثال مردم هنوز مشغول تحقیق بر روی چگونگی یافتن مسیر کوچ پرندگان هستند؛ به نظر می رسد قسمتی از بدن پرنده با استفاده از میدان مغناطیسی زمین مسیر صحیح حرکت را می یابد؛ اما ساز و کار این مساله هنوز به درستی دریافته نشده است. اینکه ما می توانیم در چنین ابعادی به تحقیق بپردازیم به خاطر تکنولوژیهایی است که پیشینیان در اختیار ما نهاده اند. به عنوان نمونه چنانچه ابزارهای دقیق اپتیکی و لیزرهای بسیار قدرتمند، میکروسکوپهای الکترونی یا طیف سنجهای قوی نداشتیم امکان نفوذ به حوزه نانو را هم نمی یافتیم... بشر در جستجوی فهم هستی و استفاده از آن به آرامی حوزه اقتدار خود را به دنیای بسیار ریز ها می کشاند. |
|
+ نوشته در
87/04/03ساعت 10 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
رویای سبز (رحمان سیدیان) من رویایی دارم (بهروز فاتح) شارنیوز شهیر بلاگ ناوهندی ههواڵنێریی سهقز |
|
RSS
|