![]() |
![]() |
|
|
به تازگی متن زیر در وبلاگهای ایرانی بحث و جدل بسیاری را به همراه داشته است. تصمیم داشتم در مورد آن به تفصیل بنویسم اما دیگران به خوبی این کار را کرده اند. بنابراین در قسمت اول این دروغ بزرگ را که به دورغ یا راست، به نزدیکان دکتر حسابی ارتباط می دهند می آورم و سپس به متنهایی که در نقد آن نوشته شده اند خواهم پرداخت.من اطمینان دارم روح مرحوم حسابی نیز از آنکه چنین غلوهایی در حق ایشان می شود ناخشنودند. **** انیشتین سر سفره هفت سین پروفسور حسابیدر زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد." آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت: " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است." بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند. آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!" خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند. خاطرات مهندس ایرج حسابی |
|
+ نوشته در
88/01/29ساعت 4 توسط |
|
|
به وسیله یکی از وبسایتها می شود برنامه های ایران را دید. با داشتن خاطره های خوشی که از سریالهای قبلی مدیری داشتم به تماشای آخرین کار او "مرد دو هزار چهره" نشستم اما این سریال بسیار سریعتر از آنکه تصور می کردم حوصله ام را سر برد و از دیدن سریال طنز ایرانی نا امیدم کرد. برای مدیری و نویسندگان سریال وقت مردم مطلقا ارزشی ندارد. سریال مملو از صحنات کشداری است که جز افزودن بر زمان پخش هیچ توجیهی برای دیدن آنها وجود ندارد. هر قسمت جدید با نمایش حدود ۵ دقیقه!!! از قسمت پیشین شروع می شود. آخر همه قسمتها مملو از لوده بازیهای بی مزه بازیکنان سریال است که کمترین کنترلی بر رفتار خود در چنین فضای حرفه ای- یا شاید به ظاهر حرفه ای- ندارند. (با فیلمهای جکی چان مقایسه کنید، هیچکدام از صحناتی که در آخر فیلم از خنده یا اشتباه بازیگران می بینید با موارد مبتذل سریال مدیری قابل مقایسه نیست). ماحصل سریالی ۱۳ قسمتی است که به جرات می توان گفت مجموعا حتا ۴۰ دقیقه هم سرگرم کننده نیست. مدیری در زمانی که سالی یک سریال ۱۳ قسمتی می سازد بهانه ای برای کیفیت بسیار پایین تولیدش ندارد. متاسفانه فضای سریالهای مدیری این تصور را برای بیننده به وجود می آورد که عده ای از رفقای قدیمی قرار است هر سال به بهانه ای گرد هم آیند و برای مردم سریال بسازند تا هم پولی در آورده و هم مدتی را با دیگران گذرانده باشند. در روزگاری که بیننده تلویزیونی صدها کانال برای انتخاب در اختیار دارد و تولیدکنندگان برنامه های تلویزیونی در فضای رقابتی بسیار شدید از تمام ابزار موجود برای جذب بیننده استفاده می کنند، سریال مهران مدیری برنامه ای ضعیف و ناتوان در جذب مخاطب امروزی می نمایاند که روز به روز بر سطح توقعاتش می افزاید. یکی از دلایل کیفیت نازل این سریال، عدم وجود فضای رقابتی در ساخت چنین برنامه هایی است که تماشاگران آن را طیف وسیعی از اقشار مختلف مردم تشکیل می دهند. |
|
+ نوشته در
88/01/26ساعت 12 توسط |
|
|
حتما مطلع شده اید که در ادامه حمله به کشتیهای تجاری در نزدیکیهای سواحل سومالی یک کشتی تجاری امریکایی به گروگان گرفته می شود که پس از مدتی با تلاش خدمه، کشتی از دزدان بازپس گرفته می شود اما کاپیتان کشتی به اسارت چهار دزد دریایی در می آید که با استفاده از قایق نجات اقدام به فرار می کنند. قایق نجات حامل چهار دزد دریایی به همراه کاپیتن امریکایی چهار روز بر روی آب شناور می ماند و در این حین عملیات نجات برای نجات جان کاپیتان فلپس از هر جهت شروع می شود. مقامات سیاسی امریکا اولین و تنها اولویت را نجات جان کاپیتان فلپس قلمداد می کنند. متخصصان با آدم ربایان وارد مذاکره می شوند و اطلاع می دهند که آدم ربایان درخواست باج دومیلیون دلاری را مطرح کرده اند. دو ناو جنگی امریکا برای کمک و پشتیبانی به خلیج عدن گسیل و نیروهای عملیات ویژه ارتش امریکا به منطقه اعزام می شوند. به خاطر پوشش ویژه خبری کاپیتان فلپس -که برای نجات جان خدمه خود را در اختیار آدم ربایان قرار می دهد و ضمنا یکبار اقدام به فرار ناموفق می کند- به قهرمان هفته اخیر امریکاییها تبدیل شده است. خبرنگاران از شهر محل زندگی، خانواده و فرزرندان و همسایه های کاپیتان گزارش تهیه می کنند و به سراسر دنیا ارسال می دارند. حزب جمهوریخواه اصرار دارد این اتفاق و نوع برخورد دولت اوباما با آن را یک آزمایش مهم برای دولت قلمداد کند. در بعضی از برنامه های فاکس نیوز مهمان برنامه "عربده" می کشد که دولت باید به جای مذاکره و ... دست به اقدام عملی بزند (این جمهوری خواهان هنوز هم از ریاست جمهوری اوباما، انزوای خودشان و محبوبیت رییس جمهور دموکرات بسیار خشمگینند). عقلای امریکایی این مساله را کاملا فراجناحی و مسئولیت مبارزه با آن را در عهده ارتش می دانند. مذاکره کنندگان به این نتیجه می رسند که آدم ربایان که امکان تماس با دوستان خود را از دست داده و مقدار ذخیره آب و غذایشان هم رو به اتمام است سر سازش ندارند. در حالیکه شرایط لحظه به لحظه حساستر و فشار افکار عمومی رو به تزاید است نیروی عملیات ویژه خود را در شب به قایق نزدیک می کند و حدود ۲۴ ساعت در موضع خود باقی می مانند و منتظر کوچکترین اشتباه آدم ربایان سومالیایی به انتظار می نشینند. (قایقهای نجات از شمایل متفاوتی به نسبت تصوری که ما از قایق معمولی داریم برخوردارند.) با باز شدن در قایق نجات سه تن از دزدان دریایی همزمان از ناحیه سر مورد اصابت قرار میگیرند و نفر چهارم به اسارت در می آید. بدین ترتیب ماجرایی که چندین شب و روز از برنامه های مختلف تلویزیونی را به خود اختصاص داده بود با نجات حجان کاپیتان فلپس پایان می پذیرد. در این میان و به نقل از رسانه ها، سخت ترین لحظات را دوست کاپیتان فلپس گذرانده است که فرماندهی عملیات نجات را بر عهده داشته و اجازه حمله به کشتی دزدان دریایی را صادر کرده است . هنگام نقل خبر، شادی مجریان تلویزیونی هویداست که این نجات را هدیه ای از جانب خدا به خانواده کاپیتن در روز عید پاک (امروز) می شمارند. و من در این میان به این می اندیشم که چه کسی غصه آن چند مرد سومالیایی را خواهد خورد که فقیر به دنیا آمدند، محروم زندگی کردند و با بدبختی از دنیا رفتند... |
|
+ نوشته در
88/01/24ساعت 3 توسط |
|
|
شعر "ئه ی سه قز"، سروده عمویم حسن شافعی، در مدح سقز و شعری است که از خواندن آن هر بار بیشتر از دفعه پیشین لذت می برم. امید آن که شما نیز دوباره در لذت این سروده زیبا با من شریک شوید...
|
|
+ نوشته در
88/01/22ساعت 4 توسط |
|
|
آشنایی من با مازیار جبرانی -که اینجا او را ماز جبرانی صدا می کنند- از طریق یکی از لینکهای سایت "بالاترین" صورت گرفت. این کمدین ایرانی که حدود ۳۰ سال است با خانواده اش در امریکا به سر می برد به جز اجرای زنده کارهای کمدی، تا به حال در چندین فیلم (Interpretor با بازی نیکول کیدمن و شون پن) و چندین سریال تلویزیونی محبوب هم به ایفای نقش (هر چند کوتاه) پرداخته است. مطلبی که امروز می خواهم بدان بپردازم، برنامه های جالبی است که این کمدین در امریکا اجرا کرده است. چند کانال معروف امریکایی هر شب از ساعت ۱۰ شب برنامه هایی به نام شو شب یا "Tonight Show" و "Late Time Show"پخش می کنند که از پربیننده ترین برنامه ها به حساب می آیند و معمولا مجریان آنها افراد بسیار محبوب و در عین حال گرانقیمتی هستند. در اهمیت و محبوبیت این برنامه ها همان بس که باراک اوباما در سفر خود به کالیفرنیا به عنوان مهمان در یکی از همین برنامه ها شرکت کرد که بازتابهای فراوانی نیز داشت. مازیار جبرانی در یکی از همین برنامه ها پس از معرفی خود با صدای بلند گفت که او ایرانی است... جمعیت ساکت ماندند... هنر مازیار از اینجا شروع شد و با شوخی کردن در مورد اینکه به ایرانی ها لقب تروریست داده اند و .... چنان مردم را به مدت ده دقیقه سرگرم کرد که در پایان با تشویق شدید حضار همراه بود. لینک برنامه را می توانید از اینجا ببینید. مازیار از دید من یک هنرمند متعهد به مردمش است. با وجودی که هیچ اجباری به این کار ندارد اما در تمام برنامه هایی که اجرا می کند به ایران و ایرانی و زبان و آداب و رسوم مردمانش به انحا گوناگون اشاره می کند و از آنها نام می برد، ضمن آنکه برنامه هایی که او اجرا می کند در تغییر نگرش مردم به ایرانیان بسیار موثر است. از محبوبترین برنامه های مازیار، توری بود که در کشورهای مختلف جهان با نام "محور شرارت" یا "axis of evil"اجرا کرد و لینک آن بر روی شبکه موجود است. |
|
+ نوشته در
88/01/19ساعت 22 توسط |
|
Link: http://a52.g.akamaitech.net/f/52/827/1d/www.space.com/images/090404-chandra-nebula-02.jpg |
|
+ نوشته در
88/01/19ساعت 7 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
رویای سبز (رحمان سیدیان) من رویایی دارم (بهروز فاتح) شارنیوز شهیر بلاگ ناوهندی ههواڵنێریی سهقز |
|
RSS
|