تبليغاتX
باران - مطلب زیر دروغ است- قسمت سوم
متن زیر ادامه ای بر نقد : دکتر حسابی و سفره هفت سین... است که از وبلاگ "بارباما" برداشته ام و آخرین مطلب از این سری خواهد بود. با این وجود از دید من بهترین متن را در نقد چنین پدیده هایی "احمد شریعتی" استاد فیزیک دانشگاه الزهرا تهران در آخرین شماره ماهنامه انجمن فیزیک ایران به رشته تحریر در آورده است که مانند تمام متنهای دیگر ایشان بدون غرض ورزی و بسیار علمی نوشته شده است.
*****
 
دکتر حسابی

یکی از پدیده های جامعه ی امروز ما، پدیده ای است به نام ایرج حسابی! ایرج حسابی فرزند "دکتر حسابی". من نمی دونم چرا جامعه ی فیزیک ایران روش "بی اهمیت شمردن" رو برای مقابله با این آدم انتخاب کرده، اون هم در حالی که این هی می ره توی صدا و سیما و دروغ ها و تخیلاتش رو تحویل مردم می ده و مردم هم باور می کنند، چون همیشه مردم ما دوست دارند یه قهرمان داشته باشند و بهش ببالند حالا می خواد تو وزنه برداری باشه یا فیزیک فرقی نمی کنه.
من سال هاست روند تدریجی رشد تخیلات این آقا رو دنبال می کنم. دیده ام که چند کتاب هم منتشر کرده پر از دروغ و موفق هم بوده در جلب مشتری. زمانی که "دکتر حسابی" زنده بود و در دوران بسیار پیری این آقا، پدر عزیز رو روانه ی تلوزیون و رادیو کرد و ایشان رو کرد پدر علم فیزیک ایران. بعد هم گفتند که ایشون یه نظریه ی مهم دارند با عنوان "نظریه ی بی نهایت بودن ذره". ما هم بچه مدرسه ای بودیم و در رویای فیزیک و قلبمون تپید که وای دکتر حسابی چقدر مهمه!  گفتند که یک بار هم اینشتین رو دیده و براش پای تخته توضیح داده و اینشتین هم تعریف کرده!!!! بعد ها فهمیدیم که اصلا نظریه ی مهمی نبوده و حتا مشکل داشته. اگر حسابی اهمیتی داره به خاطر نقشش در تاسیس دانشگاه تهرانه.
اما به تدریج پس از مرگ حسابی، تخیلات پسر عزیز اوج گرفت و من نمی دونم چرا کسی جلودارش نیست. پارسال شنیدم که گفته پدرم با اینشتین نظریه ای گذرونده!! اینقدر این آدم به کارش وارد هست که چیزی نگه که فیزیک پیشه های کشور یقه اش رو بگیرند. مثلا همین جمله اش: "نظریه گذروندن" یعنی چی؟ اگر می گفت نظریه دادند که همه اعتراض می کردند کدوم نظریه؟ اما ایشون اینقدر باهوش هستند که یه چیزی بگند که هم مردم رو گول بزنه و فکر کنند حسابی در حد و حدود اینشتین بوده، هم اگر فیزیک پیشه ها اعتراض کردند بگه منظورم اینه که کارش رو به ایشون نشون داده!!
 دو سال پیش روزنامه شرق مصاحبه ای از ایشون رو چاپ کرد. معلوم شد که به اسم تاسیس موزه ی حسابی و کارگاه اختراعات و ... کلی وام های کلان از بانک ها گرفته و بانک ها هم دیگه صداشون دراومده. ایشون هم در همون مصاحبه گفته بودند، این خیلی بده که در کشور ما چنین دانشمندی کم اهمیته و ... بودجه برای این کارها نمی دهند (نقل به مضمون). اینقدر از این حرف ها درباره ی پدرش به هم بافته که مردم هم کم کم باورشون شده که حسابی در پیشبرد فیزیک بسیار موثر بوده. یادمه یه بار با سامان رفته بودیم تو یه مدرسه در اطراف فردیس کرج برای دانش آموزها درباره ی فیزیک حرف بزنیم. سامان در بخشی از برنامه از بچه ها خواست اسم چند فیزیک دان (فیزیک پیشه) ی معاصر رو بگند. همه گفتند اینشتین!! بعد گفت اون که مال صد سال پیشه، جدیدها رو بگید. بعد، کلی از بچه ها گفتند: پروفسور حسابی!!  (حالا بحث استاده از واژه ی پروفسور در زبان فارسی باشه برای یه یادداشت دیگه)
چند روز پیش جملات جدید ایشون رو شنیدم. البته نقل قولی بود که یه نفر تو فامیل کرد. گفت در رادیو در مصاحبه ای با ایرج حسابی شنیده. این فامیل ما با افتخار می گفت: ایرج حسابی ار پدرش نقل کرده که آره ببین حسابی کی بوده. یه بار اینشتین موقع سال نو خونه ی حسابی بوده!!! بعد اینشتین گفته به به شما چه مراسمی دارید. حسابی براش ساز ایرانی هم زده و کلی از ساز ایرانی گفته. بعد حسابی نارنجی رو انداخته توی آب برای هفت سین و گفته ما جند هزار ساله که این کار رو می کنیم و نارنج کلی چرخ می زنه در آب، مثل زمین. بعد اینشتین گفته وای...! شما هزاران سال قبل از گالیله به همون نتیجه که گالیله گفته بود رسیدید!!!
کلی عصبانی شدم از شنیدن این روایت. دوستان فیزیک پیشه می گند هرچی به این آدم کمتر اهمیت بدی بهتره. اما من با این نظر مخالفم. این آدم شغلش (مثل پدر پسر شجاع)، "پسر پروفسور حسابی" است. راه گذرون رندگیش هم اینه که از خودش دروغ ببافه و هی بگه پدرم گفته و با بزرگ کردن پدرش خودش هم بزرگ بشه.
 من فکر می کنم جامعه ی فیزیک ما باید این آقا رو بزنه زمین، با هر سیاستی که می تونه. تا مردم ما باور نکنند که ما از باهوشترین مردمان دنیا نیستیم و فیزیک پیشه ی در حد اینشتین که هیچ، خیلی خیلی کمترش رو هم تقریبا نداشته ایم، نمی تونیم از توسعه حرف بزنیم. با این دروغ ها ارزش کار دانش پیشه هایی که با زحمت و تلاش زیاد دارند کار می کنند و کشورمون رو بالا می برند، شناخته نمی شه.  و البته مهمه که شناخته بشه چون  این مردم که می گم در حد دولتمردان و سیاست گذارانمون هم هست. جدای از این که اگر مردم رشد فکری و درک واقعی از علم پیدا کنند دیگه هر روز حرف از دانشمندان جوان نمی شه زد.


پ.ن: اگر متن خیلی لحن مودبانه ای نداره، از همه تون عذر می خوام. ولی به خاطر خود این موضوع چاره ی دیگه ای نداشتم، تازه این متن بارها ویرایش شده.

***

لینک: http://barbamama.persianblog.ir/post/155

+ نوشته در  88/02/06ساعت 7  توسط |