![]() |
![]() |
|
|
حسن شافعی در وبسایت "چل چه مه" شروع به جمع آوری مطالب و خاطراتی مفرح از کردها در تطابق با دنیایی متفاوت کرده است. بخوانید و لذت ببرید. خاطره ای هم داشتید می توانید به اشتراک بگذارید. یکی از این ماجراها تحت عنوان "نه خوشخانه"(بیمارستان) را در زیر می آورم: خۆشهویستێک تازه ها تبووه وڵاتی کانادا و ڕۆژێک له ڕۆژان ئیشی دهکهوێته نهخۆشخانه. بۆ ئهم مهبهسته ، له سهر شهقامی نزیکی ماڵی خۆیان چاوهڕیی باس(ئوتووبووس) دهکات کاتی که باسهکه دێت ئهم برادهره سوار دهبیت و شۆفێری باسهکه به زمانی ئینگلیسی لهگهڵیا دهدوێ . ئهم برادهرهش دهڵێ: Hospital واته نهخۆشخانه. شۆفیرهکهش به دهستی ئیشاره به ئهو جهعبه (باکس) ه دهکات که خهڵک بلیت یان پارهی تێ دهکهن. بهڵام ئهم برادهرهدووباره دووپاتی دهکاتهوه: Hospital . شۆفیرهکه ش دووباره به دهستی ئهۆ باکسه نیشان دهدات و به زمانی ئینگلیسی پێی دهڵێتهوه: که پاره یان بلیتهکهت بخهره ناو ئهو باکسه. ئهم خۆشهویستهش به جۆرێکی تر تێ دهگات ئهوهیه که دهچێته پێشهوه و به ههموو توانای خۆیهوه دهمی دهنێ به باکسهکهوه و هاوار دهکات: Hospitaaaaaaaaaaaaaalll ترجمه فارسی: عزیزی که تازه به کانادا اومده بود برای کاری مجبور میشه به بیمارستان بره. به همین خاطر در ایستگاه نزدیک منزل منتظر میشه تا اتوبوس برسه. اتوبوس که میاد راننده به انگلیسی باهاش خوش و بش میکنه. او هم در پاسخ می گه "Hospital" که همان بیمارستان می شود. راننده هم با دست به اون جعبه ای اشاره می کنه که مردم بلیط یا پولشونو درش می ندازن. دوست ما هم دوباره میگه: Hospital. راننده دوباره با دستش همون جعبه رو نشون میده و با انگلیسی ازش می خواد که پول یا بلیطشو توی جعبه بندازه. رفیق ما هم که ماجرا رو به جور دیگه ای تعبیر می کنه جلو میره، دهنش رو روی سوراخ جعبه میزاره و با تمام قدرت داد میزنه Hospitaaaaaaaaaaaaaalll |
|
+ نوشته در
87/04/05ساعت 18 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
رویای سبز (رحمان سیدیان) من رویایی دارم (بهروز فاتح) شارنیوز شهیر بلاگ ناوهندی ههواڵنێریی سهقز |
|
RSS
|